:: من/تو/او ::
من:
م آرژانتين به ظاهر چشم انداز مدرني دارد. / ساعت مي گويد : نيمه شب را گذشته ام. / مطابق روزهاي ديگر مهر: ز كوي يار مي آيد نسيم باد پاييزي .. / شهوت سفر با اتوبوس ام را ترك نكرده ام. / حس افتضاح گذر زمان به مانند خفه گي با گاز است. / چاره اي بايد انديشيدن. / براي بار «زياد» اُم «باي باي» ات مي كنم. / دل ام بدرقه ات. / هنوز هم شب را به روز ترجيح مي دهم. / شكر. / قدم هاي شبانه را كوتاه تر از روز برمي دارم. / مطابق معمول چشم هايم نم دارد. / خلاص تر مي آيم. / كراهت شعر در شب را دوست ندارم بپذيرم. / بلند بلند مي خوانم ..
بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
که هر كه پیش ِ تو ره یافت باز
پس نرود ..
تو:
+ ام شب به پاس صحبت ديرين خداي را
با او بگو حكايت شب
زنده داري ام ..
- حرم ِ مطهر حضرت معصومه
(س).
+ با او بگو چه مي كشم از درد اشتياق ..
چاه نوشت:
همه ي اين ها و آن ها از سر شكم سيري ست.